تبليغاتX
بنام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست آلاچیق عشق
آلاچیق عشق
بیستم تیر 1386
دکتر شریعتی

اون شب داشتم توسی  دی هام می گشتم که چشمم  به سی دی سخنرانی های معلم بزرگ دکتر علی شریعتی افتاد که اونو  چند سال قبل از یه دستفروش کنار خیابون خریدم  و حالا بعداز چهار سال اونو گوش دادم.واقعا حکایت غریبیه این مرد بزرگ همیشه خواسته یا نا خواسته مظلوم واقع میشه .به چند تا از سخنرانی هاش گوش کردم   وآدم می تواند  ندای بازگشت به خویشتنش را بشنود  و اینکه این حر ف ها رو حدود چهل سال پیش گفته ولی تاریخ باز به گونه ی دیگری تکرا شده و آنچنان تازگی داره که  وقتی گوش میدی انگار این حرف ها رو دیروز تو حسینیه ارشاد زده ؛خلاصه یکی از صحبتاش رو  نوشتم و دیگه پیدا کردن مصداق هاش تو دور ورتون با خودتون:

خدایا؛

به من زیستنی عطا کن که در لحظه  مرگ بر بی ثمری لحظه ای که  برای زیستن گذشته است حسرت

نخورم و مردنی عطا کن که  بر بیهودگیش سوگوار نباشم؛چون هر کس آنچنان می میرد که زندگی می کند

خدایا؛بگذار مرگ را من  خود انتخاب کنم آنچنان که تو دوست می داری.خدایا؛تو چگونه زیستن را به من بیاموز من خود چگونه مردن را خواهم آموخت.خدایا؛مرا از این فاجعه  پلید مصلحت پرستی که چگونه همه کس گیر شده وقاحت آن از یاد رفته  و بیماری شده است که از فرط عمومیتش که هر که از آن سالم مانده باشد بیمار می نمایاند مصون بدار تا به رعایت مصلحت حقیقت را ذبح شرعی نکنم .

خدایا؛نگذارکه  ایمانم  به اسلام و عشقم به  خاندان پیامبر مرا با کسبه دین ،حمله تعصب  وعمله ارتجاع هم آواز کند  که آزدایم را اسیر پسند عوام کند که دینم در پس وجه دینیم دفن شود که عوام زدگی که مرا مقلد تقلید کنندگانم  کند که آنچه را حق می دانم بخاطر آنکه بد می دانند کتمان نکنم .

خدایا؛می دانم که اسلام پیامبر تو با نه آغاز شد (لا اله الا لله )و تشیع دوست تو نیز با نه آغاز شد (نه ایی که علی به عبدالرحمن عوف گفت)مرا ای فرستنده محمد ای دوستدار علی  مرا به تشیع آری و به اسلام آری بی ایمان گردان .خدایا؛رحمتی کن تا ایمان؛نام و نان برایم نیاورد قوتم بخش تا نانم حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند.

ای خداوند ؛به علمای ما مسئولیت  و به عوام ما علم و به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیران ما آگاهی  و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خقتگان ما بیداری و بیداران ما اراده و به مبلغان ما حقیقت  و به دینداران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنر مندان درد و به محققان هدف  و ...

و به کوران ما نگاه و خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی و به فرقه های ما وحدت و حسودان ما شفا و... ببخش.

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:56 توسط : امید
هفتم تیر 1386
زرتشت پیامبر ایرانی من

عشق می بارد و در جان درختان غوغاست

آسمان محو تماشای اهورا مزداست

نامش آرامش لبخند زلال زرتشت

یادت آیینه روحانی آناهیتاست

سال هاست می گذرد از غم این داغ هنوز

در دلم شعله آتشکده هایت برپاست

خطی از لوح اوستای نگاهت خواندم

سیل جاری شد  فریاد خدایان برخاست

آریایی تر از اندوه تو اندوهی نسیت

گریه کن گریه گیاهان بهاری  زیباست


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:0 توسط : امید

RSS

لینک به ما





Powered by WebGozar

اول نام بعد ایمیل خود را برای دریافت خبر نامه از کلاغ سیاه وارد کنید


IRTheme.Blogfa.Com