تبليغاتX
بنام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست آلاچیق عشق
آلاچیق عشق
چهاردهم مرداد 1386
حجاب

آنچه در همه پدر و مادر ها مشترک است ، این است که مذهب را طوری تعریف می کنند که انگار شیپور را از طرف دیگرش باد می کنند !

توصیه هایی که به نسل جوان می کنند اینطوری است .

درست مثل این است که طبیبی - یا به هر حال آدمی - دائم به کسی که لبش زخم شده یا صورتش جوش زده بگوید که « جوش نزن » و « زخم نشو » ؛ و بعد هم بگوید که به طور مثال «زخم شدن دهن فلان بدی را دارد ؛ جوش صورت فلان قدر بد است» !

این - اگر چه درست است اصولا" چه تاثیری دارد ؟ چه می خواهد بشود و بعد چه نتیجه ای می خواهد بگیرد ؟

به جای این صحبتها باید فهمید چه عواملی باعث شده که این جوشها در زندگی روحی این بچه و این نسل بوجود آمده ؛ آن ریشه ها را باید یافت.

تجربه نشان می دهد که به عنوان اینکه دین فلان چیز را می گوید ، نمی شود حجاب را بر زن تحمیل کرد ، و عبادت را بر پسر تحمیل کرد ، مگر اینکه یک آگاهی انسانی پیدا کند ، و این ها نماینده یک طرز فکر باشد.

آیا در عوام ما پوشش اسلامی به عنوان یک طرز تفکر خاص است؟

نه ، طرز تفکر خاص نیست ، بلکه به عنوان تیپ خاص است ، که در آن مومن دارد ، فاسق دارد ، بد اندیش دارد ، خوش اندیش دارد ، خلاصه همه جور آدمی دارد !

البته حجاب غیر از چادر است ؛ چادر فرم است.

اصل قضیه این است که ، این دختری که الان می خواهد پوشش را انتخاب کند ، انگیزه اش چیست؟

معمولا انگیزه این است که « مادرم همینطور بوده ، خاله ام همینطور است ، محیطمان همینطور است ».این ، یک لباس سنتی است ؛ نشانه طبقه عقب مانده در حال مرگ است. جلویش را هم نمی توان گرفت ؛ بخواهی ده سال دیگر هم ادامه اش بدهی ، بعد از سال یازدهم تمام می شود  ؛ رشد و تکاملش به سمت ریختن این حجاب است ، یعنی تکامل جامعه به سمت تَرک آن سمبل های سنتی اُمّلی.

بنابر این شما طرز فکر بچه ها را عوض کنید ، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمی خواهد مدلش را بدوزید و تنش کنید ! او خودش انتخاب می کند. شما را بطه عاشقانه بین او و این عالم وجود برقرار کنید ؛ او خودش به نماز می ایستد . هی به زور بیدارش نکنید !

         <<   دکتر علی شریعتی>>

 

 

پی نوشت 1:باز تابستان آمد برای فرار از گرما لباس های تابستانه و زوم کردن روی مسئله حجاب.ریختن در خیابان امر به معروف کردن فیزیکی!خانم های بد حجاب و سانت کردن ساق دست و پای خانمها که مبادا خدای ناکرده از حد مجاز بالا تر رفته باشد جون دیگر مشکلی در کشور و جود ندارد به جز لخت بودن ساق پای خانم ها و بالا رفتن رو سریشان.

پی نوشت 2 :ما همیشه برای حل کردن  یک مشکل راحت ترین راه  را انتخاب می کنیم آن هم پاک کردن صورت مسئله است.چرا علت را نمی یایبد و  با معلول بر خورد می کنید؛علت دین گریزی نسل جوان امروز چیست؟

چرا عاجز هستید نیم متر  پارچه را بر سر دختران و زنان جامعه خود نگه دارید!!!

 

پی نوشت 3 :حتما توی کتاب های تاریخ  یادتون هست رضا خان و کشف حجاب!!!همان طور که نتوانستند چادر را به زور از سر زنان این مملکت بیرون بیاورند به زور هم نمی توان چادر را بر روی سر نگاه داشت!آن هم با یک طرح فوریتی و در یک زمان محدود!تاریخ خود قضاوت خواهد کرد!

 

پی نوشت 4 :پیشنهادمن اینکه تا پارچه سهمیه بندی نشده خانمهای عزیز برن بزازی سر کوچه .....اونجا پارچه ارزون به نرخ دولتی بخرن و همون جا کنار بزازی یه خیاطی هست که اونم مناسب حساب می کنه سر همون کو چه آقای...یه دست مانتو شلوار فک و فراخ! درست کنن تا دیگه کسی بهشون گیر نده .

اگر دوست داشتید در نظر سنجی طرح حجاب شرکت کنید و نظر بدید.

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:15 توسط : امید
ششم مرداد 1386
کوروش بزرگ

من به ایرانی بودن خود می بالم  و به پدر ایران زمین کوروش بزرگ ولی هیچ وقت نتونستم دینم رو به این مرد بزرگ ادا کنم ولی دوستی بنام حمید این کارو کرده و حتما بهتون پیشنهاد میکنم به وبلاگ کوروش بزرگ این مرد آریایی سری بزنید.و  اولین منشور حقوق بشر که کوروش نوشته و تو پست های قبلی نوشتم رو بخونید.

خلیج همیشه فارس


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 21:10 توسط : امید
پنجم مرداد 1386
سهراب سپهری از آنهایی که دچارند می گوید!

نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد:

"چه سیب های قشنگی !

حیات نشئه ی تنهایی است"

و میزبان پرسید:

قشنگ یعنی چه؟

_قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال

و عشق، تنها عشق

ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس

و عشق ،و تنها عشق

مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد،

مرا رساند به امکان یک پرنده شدن.

_و نوشداروی اندوه؟

_صدای خالص اکسیر می دهد این نوش

و حال ،شب شده بود.

چراغ روشن بود.

و چای می خوردند.

_چرا گرفته دلت،مثل آنکه تنهایی.

_چقدر هم تنها!

_خیال می کنم

دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی.

_دچار یعنی

_عاشق.

_و فکر کن چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک،دچار آبی دریای بیکران باشد.

_چه فکر نازک غمناکی!

_و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است.

و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.

_ خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه های آنهاست.

_ نه وصل ممکن نیست،همیشه فاصله ای هست.

اگر چه منحنی آب بالش خوبی است

برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،

همیشه فاصله ای هست.

دچار باید بود و گر نه زمزمه حیرت میان دو حرف

حرام خواهد شد.

و عشق

سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.

و عشق صدای فاصله هاست.

صدای فاصله ایی که

_                        غرق ابهامند.

_ نه،

صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند

و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر.

همیشه عاشق تنهاست.


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:7 توسط : امید
پنجم مرداد 1386
فردوسی و هویت ایرانی

.

هویت ایرانی ریشه در اسطوره‌هایی دارد كه از هزاران سال پیش نیاكان ما آن‌ها را خلق كردند و استمرار بخشیدند و داستان‌های حماسی درباره شاهان و پهلوانان آرمانی ایرانیان چون كیخسرو و گرشاسپ و آرش و رستم، در تاریخ ایران پشتوانه‌های فكری و معنوی نیرومندی بود كه همبستگی ملّی را سخت تقویت می‌كرد. از سپیده‌دم تاریخ تاكنون به‌رغم آن‌كه ایران بارها در معرض هجوم دشمنان خود بوده، و گاه شكست‌های وحشتناكی متحمّل شده و سرتاسر كشور به‌دست بیگانگان افتاده، ولی ایرانیان هیچ‌گاه هویت خود را فراموش نكردند و در سخت‌ترین روزگاران كه گمان می‌رفت همه‌چیز نابود شده، حلقه‌های مرئی و نامرئی هویت ملّی چنان آنان را با یك‌دیگر پیوند می‌داد كه می‌توانستند ققنوس‌وار ازمیان تلی از خاكستر دگربار سر برآورند.

شاهنامه منبعی بسیار غنی از میراث مشترك ایرانیان است كه در آن می‌توان استمرار هویت ایرانی را از دنیای اسطوره‌ها و حماسه‌ها تا واپسین فرمان‌روایان ساسانی آشكارا دید. فردوسی بی‌گمان در احیای زبان فارسی كه از اركان هویت ملّی است، نقش بی‌چون‌وچرایی داشته‌است و محتوای شاهنامه دارای ویژگی‌هایی است كه سبب شده‌است تا هویت ملّی تا امروز استمرار یابد. برخی از این ویژگی‌ها عبارت‌اند از:

ادامه مطلب را بخوانید...


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:10 توسط : امید

RSS

لینک به ما





Powered by WebGozar

اول نام بعد ایمیل خود را برای دریافت خبر نامه از کلاغ سیاه وارد کنید


IRTheme.Blogfa.Com