دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست
مولانا همیشه به دنبال انسان های وارسته می گشت و بخوبی می دانست که هدایت شوندگان در این دنیای مادی زیاد نیستند.یکی از این هدایت شدگان باگوان شری راجینش که امروز با نام اشو(osho)در جهان شناخته شده است.بنا بگفته راجینش او این نام را از واژه اوشنیک (oceanic) به معنای "پیوسته به آب دریا و یکی شده با آن" بر گرفته شده است.
اوشو در یکی از کتاب هایش بنام" زندگی موهبتی الهی است " مطلبی در مورد زیبایی درون آدمی آورده که به نظرم زیبا آمد و برایتان آوردم:
"زیبایی طبیعی وزشتی غیر طبیعی است.زیبایی طبیعت و خویشتن توست و زشتی چیزی است بیگانه از تو.به همین دلیل است که هیچ کس نمی خواهد زشت باشد اما از روی نا آگاهی همه نا گزیر از زشت بودن اند.
همه می خواهند زیبا باشند اما از آنجا که نمی دانند چگونه زیبا باشند،همچنان صورت خود را آرایش می کنند،مو هایشان را می آرایند،لباس های گوناگون به تن می کنند،از این قبیل کار ها می کنند تا زیبا باشند.اما نمی دانند که این کارها دردشان را دوا نمی کند.
زیبایی، امری درونی است.زیبایی درونی که وجود داشته باشد آشکار خواهد شد.از بدنت،از ذهنت و از هر چیزی که شامل تو می شود پرتو فشانی خواهد کرد.زیبای درونی که وجود داشته باشد همه چیز زیبا خواهد شد."
باشد که زیبایی سیرتمان باعث جذبه ما شود و نه زیبایی صورتمان.و خدا زیباست و زیبایی را دوست می دارد و چه خوشبختند کسانی که هم زیبایی درون دارند هم زیبایی برون،هم خدواند آنها را دوست داره هم بنده خدا.
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:42 توسط : امید


